4. خواستگاری
یکی دیگر از ادله کسانی که پوشش چهره را لازم دانسته اند این است که در مورد کسی که قصد ازدواج دارد اجازه داده شده است که به چهره زنی که مورد نظر اوست نگاه کند.مفهوم این حکم این است که برای کسی که قصد ازدواج ندارد نظر کردن جایز نیست.اکنون ما بعضی از روایات این باب را ذکر می کنیم:
الف. عن ابی هریرة: کنت عند النبی، فاتاه رجل فاخبره انه تزوج امراة من الانصار.فقال له رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: انظرت الیها؟ قال: لا.قال: فاذهب فانظر الیها فان فی اعین الانصار شیئا. (19)
ابو هریره می گوید: نزد رسول خدا بودم که مردی آمد و گفت با زنی از انصار ازدواج کرده ام.پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به وی فرمود: آیا آن زن را دیده ای؟ گفت نه.فرمود برو او را ببین، زیرا چشم انصار معمولا عیبی دارد.
ب. عن المغیرة بن شعبة انه خطب امراة فقال صلی الله علیه و آله و سلم: انظر الیها فانه اخری ان یدوم بینکما (20).
مغیرة بن شعبه از زنی خواستگاری کرد.پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مطلع شد، بدو فرمود: برو ببین، زیرا اگر ببینی و بعد ازدواج کنی این کار برای دوام ازدواج شما بهتر است.
ج. از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است:
لا باس ان ینظر الی وجهها و معاصمها اذا اراد ان یتزوجها (21).
وقتی شخص بخواهد با زنی ازدواج کند، باکی نیست که به چهره و محل دستبندها نگاه کند.
مفهوم مخالف این حدیث این است که اگر قصد ازدواج در کار نباشد نگاه کردن جایز نیست.
جواب این استدلال همان طور که فقها گفته اند این است که:
اولا نگاه خواستگار با نگاه غیر خواستگار فرق می کند.خواستگار به دیده خریداری و برای خریداری نگاه می کند و به اصطلاح نظر استقلالی دارد و معمولا خالی از تلذذ نیست.لهذا فقها می گویند نگاه خواستگار با علم بدین که تلذذ حاصل می شود مانعی ندارد.البته هدف او باید تحقیق باشد نه تلذذ.ولی غیر خواستگار اگر به منظور تلذذ نخواهد نگاه کند نظرش آلی خواهد بود نه استقلالی.ما فرق بین این دو نوع نظر را در تفسیر آیه 31 سوره نور بیان کردیم و خلاصه این است: کسی که قصد خواستگاری ندارد نباید با چشمان خیره و نگاههای خریداری زن را ورانداز کند و این منافات ندارد که نظر به چهره زن به طور آلی یعنی به اندازه ای که لازمه مخاطبه است جایز باشد.
و ثانیا در مورد نگاهی که مقدمه خواستگاری است، چنانکه روایات دیگر دلالت دارد و فقها هم فتوا می دهند، جواز نظر اختصاص به چهره و دو دست ندارد بلکه سبت به مطلق زیباییهای زن نیز جایز است.از باب نمونه دو روایت را ذکر می کنیم:
1.عبد الله بن سنان قال: قلت لابی عبد الله علیه السلام: الرجل یرید ان یتزوج المراة افینظر الی شعرها؟ فقال: نعم، انما یرید ان یشتریها باغلی الثمن (22).
عبد الله بن سنان می گوید: از حضرت صادق علیها السلام پرسیدم وقتی شخص اراده دارد با زنی ازدواج کند آیا جایز است به موی او نگاه کند؟ فرمود: آری، زیرا به گرانبهاترین قیمت خریدار اوست.
یعنی آنچه انسان در زندگی زناشویی مایه می گذارد از هر چیز گرانبهاتر است. واضح است که مراد مهریه نیست، زیرا ارزش پولی مهریه گرانبهاترین قیمت نیست; بلکه مقصود این است که می خواهد با او زندگی کند و عمر خویش را با او بسر برد.
2.عن رجل عن ابی عبد الله علیه السلام قال: قلت له: ا ینظر الرجل الی المراة یرید تزویجها فینظر الی شعرها و محاسنها؟ قال: لا باس بذلک اذا لم یکن متلذذا (23).
مردی از حضرت صادق علیه السلام می پرسید: آیا مردی که قصد ازدواج دارد حق دارد به مو و زیباییهای زن مورد نظرش نگاه کند؟ فرمود: اشکالی ندارد مشروط بر اینکه مقصودش التذاذ نباشد.
پس معلوم شد جواز نظر برای خواستگار، اختصاص به چهره و دو دست ندارد.
ثالثا بحث ما فعلا در لزوم پوشیدن وجه و کفین است نه در جواز نظر برای مرد. فرضا روایاتی که دلالت می کند که برای خواستگار نظر به چهره زن مورد نظرش جایز است مفهوم مخالفی داشته باشد که نظر غیر خواستگار بر چهره زن جایز نیست، دلیل بر عدم جواز نظر مرد بر چهره زن بیگانه است نه بر وجوب پوشیدن زن وجه و کفین را.
5. آیه «جلباب »
دلیل دیگر که می توان به آن تمسک جست آیه جلباب است که می فرماید: «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن... ای پیامبر!به همسرانت و دخترانت و همسران مؤمنین بگو که جلبابهای (روسریها) خویش را به خود نزدیک سازند...
این استدلال مبنی بر این است که جمله «نزدیک سازند روسریهای خویش را» کنایه باشد از اینکه با روسریها چهره خویش را بپوشانند; همچنانکه بسیاری از مفسران مانند زمخشری در کشاف و فیض در صافی اینچنین تفسیر کرده اند.
ولی ما در یکی از فصلهای گذشته تحت عنوان «حریم عفاف » ثابت کردیم این تفسیر هیچ مبنایی ندارد; نظر برخی مفسرین دیگر مانند تفسیر المیزان را تایید کردیم. تا آنجا که من الآن به خاطر دارم هیچ فقیهی به این آیه به عنوان یکی از ادله وجوب ستر استناد نجسته است.
پی نوشت ها:
1. وسائل ج 3/ ص 25
2. وسائل ج 3/ ص 29
3. وسائل ج 3/ ص 29 و کافی ج 5/ ص 531
4. وسائل ج 3/ ص 29
5. یعنی مردمی که مسلمان نیستند ولی پیرو یکی از ادیان قدیم آسمانی می باشند و در پناه دولت اسلامی طبق قرارداد زندگی می کنند.
6. وسائل ج 3/ ص 26. (
7. وسائل ج 3/ ص 26. (
8. همان
9. در متن حدیث «اهل سواد» تعبیر شده است.سواد، قراء و کشتزارهای اطراف شهر را می گویند و شایدعلت اینکه «سواد» نامیده می شود این باشد که به علت کشت و زرع از دور سیاه به نظر می رسد.بسیاری ازاوقات مراد از کلمه «سواد» کشتزارهای حومه کوفه است.
10. رجوع شود به منهاج الصالحین چاپ نهم، کتاب النکاح، مساله 3.
11. قرب الاسناد ص 40
12. وسائل ج 1/ ص 135.
13. قرب الاسناد ص 102.
14. کافی ج 5/ ص 528 و وافی مجلد 12 ص 124 و وسائل ج 3/ ص 27.
15. پس از نشر چاپ اول این کتاب، بعضی از ما توضیح خواستند که چگونه ممکن است چهره دختر پیغمبراکرم از گرسنگی زرد باشد؟ چرا و به چه دلیل گرسنه بوده اند؟
از پرسش کنندگان متشکریم که سؤال خود را با ما در میان گذاشتند.باید به دو نکته توجه داشته باشند: یکی اینکه زندگی آن روز مسلمانان در مدینه غالبا به سختی می گذشت.جنگها و کشمکشها خود به خود براقتصاد لاغر مدینه ضربه می زد و گاهی توام می شد با خشکسالی، چنانکه در سالی که غزوه تبوک اتفاق افتاد خشکسالی سختی روی داده بود و لهذا سپاه تبوک را «جیش العسرة » نامیدند.اصحاب صفه گاهی آنچنان در سختی بودند که جامه کافی برای شرکت در نماز جماعت نداشتند.رسول خدا روزی پرده ای درخانه دخترش زهرا آویخته دید، کراهت نشان داد.زهرا فورا آن را پیش پدر فرستاد و رسول خدا آن راتکه تکه کرد و به اصحاب صفه داد.
نکته دیگر اینکه درست است که علی مرد کار بود، علاوه بر حقوق سربازی و غنائم جنگی کارهای کشاورزی داشت و احیانا با مزدوری در باغهای دیگران تحصیل روزی می کرد، ولی علی و زهرا کسانی نبودند که خود سیر بخوابند و در اطراف آنها شکمها گرسنه باشد.آنها آنچه به کف می آوردند به دیگران ایثار می کردند.سوره مبارکه هل اتی در همچو زمینه ای نازل گردید.
آری مسلمانان صدر اول در چنان شرایط طاقت فرسایی پرچم اسلام را به دوش گرفتند و تا دورترین نقاطجهان بردند.
گرسنگی خاندان پیامبر نقصی برای آنها به شمار نمی رود، افتخاری است که بر پیشانی مقدسشان می درخشد.
16. کافی ج/ 5 ص 521 و وسائل ج/ 3، ص 25، و وافی مجلد 12 ص 121.
17. کافی ج 6/ ص 55 و وسائل ج 3/ ص 144
18. صحیح بخاری ج 8/ ص 63.
19. صحیح مسلم، ج 4/ ص 142
20. جامع ترمذی، ص 175
21. وافی مجلد 12 ص 58 و وسائل ج 3/ ص 11 و کافی ج 5/ ص 365
22. وسائل ج 3/ ص 12، تهذیب ج 7/ ص 435
23. کافی ج 5/ ص 365، وسائل ج 3/ ص 11
برگرفته شده از سایت شهید مطهری
http://www.mortezamotahari.com